تبليغاتX
تا منو داری غم نداری
تا منو داری غم نداری
دارمت تا منو داری
امان از این آدم دوپا
سلام

جواب کامنت ها

ثمین عزیز:نمیدونم اسمت رو درست نوشته ام یا نه منو میبخشی از دعای قشنگت ممنونم من هم امیدوارم.

ملکه شبهای مهتابی عزیزم:لطف داری ما همون وسعت دید رو که داریم از شاگردی پیش شماست.

پیشی ملوس جون:از نظرت ممنونم بلی همینطور است نه تنها در این زمینه بلکه در هر زمینه ای تقلید کورکورانه منتهی به چاه است. در ضمن من اسمم الی هست دوستام میگن الی جون بعضی ها هم مهندس الی و بعضی ها هم حاجی الی و... شما هرچی دوست داری صدامون کن. شهرام آذر هم نام کاربری من تو بلاگفا است چون هرچی در ارتباط الی و الی جون زدم قبول نکردمن هم از این اسم خوشم میومد اونو گذاشتم قبول کرد.

سینا جون:نه عزیزم نگران نباش ما فقط از مشکلات داخل اجتماعمون میگیم.

مریم جون : کجاش خوبه شما لطف داری از اینکه لینکم کردی ممنون تازه چن تا چیز دیگه هم تو وبلاگم میزارم که کلی به همه حال میده به زوووووودی ی ی ی ........ .

مژگان جون:از کامنتت ممنون.

مریم جون (رنگین کمان):مرسی از کامنتت به روی چشم ما طالب همیشگی وبلاگتون هستیم  دست علی به همرات لبهات پر خنده.

شهلا جون:خدمت حضور منورتون عرض کنم که در جواب به کامنت پیشی ملوس جون در مورد اسمم توضیح دادم از اینکه من سر زدید ممنون من هم شمارو لینک میکنم به روی چشم.

باران جون:مرسی از نظرت بلی درست میفرمایید یک عمره داریم میشنویم ولی باید در موردش یک فکر اساسی بشه.

امیر سلطانی عزیز :مرسی ما دوستانمون رو فراموش نمیکنیم.

هستی جون :مرسی شما هم هر روز پوینده تر از دیروز باشی.

نیماد جون: خوشحالم که همسایه شما در این پرسه ام  ما عاشق نو نگری هستین همیشه نو و جوان باشی.

بهرام جون:مرسی نظرتون محترمه.

 ضمنا از همه کسانی که قبلا هم برایم نظر فرستادند متشکرم از این به بعد به کامنت هایی که سئوالی داشته باشند جواب میدهم .

چند روزی نبودم امروز میخوام تلافی کنم.

امان از این آدم دوپا

سهراب فقط آشنا کاشانی ها نیست آشنا همست یک شاعر یک نقاش یک متفکر شاید هم یک مسافر همه سهراب را میشناسن  یادم میاد یکی بود اون زمونا که سهراب مد شده بود(؟!) و همه یه پا سهراب شناس شده بودن و تو کتابخونه همه هشت کتاب پیدا میشد تو کارت پستالها هم شعرای اون بود اون آدم میگفت :سهراب معتاد بود و مرتد

داغ کردم  گفتم چرا معتاد؟گفت:از قیافه اش معلومه گفتم :چرا مرتد؟ صداش رو آروم کرد و نعوذبالله کنان در گوشم زمزمه کرد مگه شعرش رو نشنیدی ((قبله ام یک گل سرخ**جانمازم چشمه...)) گفتم پرته بابا طرف مسکو رو گرفته شعرای سهراب کویته بابا یکی نبود بهش بگه  داشتم میترکیدم اگه دست من بود جیک ثانیه محوش میکردم اون نمیفهمید شعرای سهراب کلی به عرفان میزد گاهی حرف از بودا بود و گاهی از آئین محمد اون نمیدونست سهراب داشت با سرطان می جنگید و وجودش روز به روز تحلیل میرفت.

سهراب رفت و آن آدم امروز واسه سهراب حلقومشو پاره میکنه چون حالا مسئول یه شب شعره که کلی شون طرفدار سهراب ان .

 

شعر شناسی امروز

 

اینم یه شعر از احمد شاملو هست که فرهادم خونده  براتون گذاشتم بخونید حال کنید:

 

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
کوچه به کوچه
باغ انگوری
باغ آلوچه،
دره به دره
صحرا به صحرا،
اون جا که شبا
پشت بيشه‌ها
يه پری می‌آد
ترسون و لرزون
پاشو می‌ذاره
تو آب چشمه
شونه‌می‌کنه
موی پريشون...

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
ته اون دره
اون‌جا که شبا
يکه و تنها
تک‌درخت بيد
شاد و پراميد
می‌کنه به ناز
دس‌شو دراز
که يه ستاره
بچکه مث
يه چيکه بارون
به جای ميوه‌ش
سر يه شاخه‌ش
بشه آويزون...

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
از توی زندون
مث شب‌پره
با خودش بيرون،
می‌بره اون‌جا
که شب سيا
تا دم سحر
شهيدای شهر
با فانوس خون
جار می‌کشن
تو خيابونا
سر ميدونا:
عمو يادگار!
مرد کينه‌دار!
مستی يا هش‌يار
خوابی يا بيدار؟

مست ايم و هش‌يار،
شهيدای شهر!
خواب ايم و بيدار،
شهيدای شهر!
آخرش يه شب
ماه می‌آد بيرون،
از سر اون کوه
بالای دره
روی اين ميدون
رد می‌شه خندون...

يه شب ماه می‌آد
يه شب ماه می‌آد

 

نکات ایمنی

 

خیلی وقت ها میشه دوچار مشکلات که میشیم  زندگی رو پس میزنیم و اونو به امید بهتر شدن اوضاع  رها میکنیم در این موقع است که کارمون میشه فقط حسرت و غصه و افسوس به قول دوست عزیزم مریم جون(رنگین کمان) :"..... پس زندگی را به امید روزهای شیرین تر و بهتر به بعد موکول نکنید. چرا که وقتی می توان زیبایی را باور داشت و یقین کرد که در تمامی فراز و نشیبهای زندگی پیوسته نیروی ماورایی ما را حمایت می کند با ناباوری لجوجانه ای خود را دچار یاس کنیم و زندگی را دو دستی تقدیم غم و اندوه نماییم؟ واقعا که حیف است...... "

 

منتظر نظراتتون هستم

 

 

|+| نوشته شده توسط الی جون در جمعه سی و یکم تیر 1384 ساعت 11:9 بعد از ظهر |

دم از عدالت علی (ع) میزنیم ولی.......
سلام

پیر مرد اشک میریخت و فحش میداد توی سرش میزد و هوار میکشید . میگفت خانه خراب شدم...میگفت تمام وسایلم را بردند. جلو رفتم گفتم:چه شده پدر جان چرا گریه میکنی؟   پیر مرد که قسم می خورم  70سال را شیرین پر کرده بود  با ناله گفت :مامورهای شهرداری  بساطم را بردند ومیگویند سد معبر کردم. خدایا چه کار کنم و....

باز هم فحش میداد . دلم لرزید.چشام خیس شد شاید ما از بچگی اینقدر پدرمون پول داشت که تو ناز و نعمت بزرگ شدیم ولی بین این مردم بزرگ شده بودم  بغض امونم نمیداد هی به خودم گفتم پسر عیبه آدم که واسه این جور مسائل گریه نمی کنه تو این جامعه که پره .گفتم:خدایا پس اون چی کار کنه.امشب اگه بره خونه زن و بچه اش دستاشو نگاه میکنن که براشون چی آورده یعنی اون باید سرشو بندازه پایین و تا صبح به امید فضل پروردگار بمونه؟

حتی اگر برای عبور از خیابان باریکه ای بیشتر نباشه ولی حاضرم اون پیر مرد بساطش رو پهن کنه  و بار دیگر کودکی از دیدن نانی بر روی سفره چشمانش برق بزنه.

 

|+| نوشته شده توسط الی جون در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384 ساعت 8:28 بعد از ظهر |

سال سال این چند سال امسال پارسال پیرالسال هر بار میگیم دریغ از پارسال
سلام

الاکلنگ بازی چقدر کیف میداد وقتی که فکر نمیکردیم  رنجر نیز وجود داشته باشد.

آقایی بود با چرخ و فلک دستی  وقتی می آمد و ما  ذوق  می کردیم که چقدر بزرگ است و وقتی سوار شدیم به بالاترین نقطه که میرسیدیم  دلمان خنک میشد و فکر میکردیم که چقدر بالا رفته ایم واگر کمی دیگر دستمان را دراز کنیم  آسمان را در مشتمان خواهیم گرفت.

خوردن آلوچه ای که آقای مژده درست میکرد چقدر لذت بخش بود و ما فکر میکردیم چه چیز خوشمزه ای است و هیچ بچه ای در هیچ جای دنیا مثل این را نمی تواند بخورد ولی حالا دیگر سوار هواپیما شدن هم جذابیت ندارد.

حالا دیگر پپرونی هم خوشمزه نیست.حالا دیگر هیچ چیز جالب نیست.

 

|+| نوشته شده توسط الی جون در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384 ساعت 8:25 بعد از ظهر |

مچ میگیریم...
سلام

خدمتتون عرض کنم که الان یه کانتر فارسی هم گذاشتم که ببینم چن نفر میان و نظر نمیدن تا مچشونو بگیرم.....ای..........نظر نمیدی......بی رفیق شی الهی.....

کلا امروز خیلی هوا گرم بود برق هم رفته بود داشتم کلافه میشدم کمک...کمک........کباب شدم .خوش به حالتون چه کباب گرم و چرب و نرمی   

خلاصه زیاد سرتونو درد نمیارم به زودی  آلبوم های فرهادو فریدون فروغی وسیاوش قمیشی وابی ومتالیکا و کامران هومن و جنیفر و شکیرا و ....میذارم تا همه حال کنین هم از همینجا دانلود کنین میگی چه طوری؟ ما اینیم دیگه!!!!!!!هرکی میخواد دستا بالا تو قسمت نظر بدهید بگه براش بفرستم .

خیلی خوب یه لوگو باحالم گذاشتم همه حال کنین

ما اینیم دیگه همه چی رو واسه همه کس میخوایم.

خوب بشینید برنامه کودک تون رو نگاه کنید((واسه  دوست پسرو دوست دختراتونم زنگ بزنین کافیه چون هوا خیلی گرمه هرچی تو خونه بمونین بهتره))

شبم شیرتونو بخورید و مامانو بابا رو بوس کنید بعد شین الف ش کنین لالا خوش بگذره. 

 

|+| نوشته شده توسط الی جون در یکشنبه بیست و ششم تیر 1384 ساعت 8:18 بعد از ظهر |

لطفا نظر
سلام

لطفا پس از دیدن وبلاگ هر چه سریعتر نظرتان را بدهید

بی رفیق بشه هرکی دید و نظر نداد.

|+| نوشته شده توسط الی جون در جمعه بیست و چهارم تیر 1384 ساعت 11:58 قبل از ظهر |

بعضی ها اینجوری بعضی ها...
سلام

یادمه چند ماه پیش تو تلویزیون یک مصاحبه مردمی رو پخش کرد در مورد رضایت از درآمد مرد گزارشگر اول به یک آدم همچین داغون نشان رسید گفت شما چقدر درآمد دارید اون مرد گفت تقریبا ۱۰۰۰۰۰تومان گزارشگر پرسید از زندگی خودت راضی هستی گفت آره خیلی خوبه بعد مرده رفت پیش یک دکتر از اون پرسید شما چقدر درآمد دارید دکتر گفت:تقریبا ماهی ۱۰۰۰۰۰۰یا۱۵۰۰۰۰۰تومان بعد ازش پرسید از زندگی تون راضی هستید دکتر گفت نه گزارشگر پرسید چرا شما که درآمد خوبی دارید .ما با یک نفر دیگه مصاحبه کردیم ایشان با ۱۰۰۰۰۰ تومان از زندگیش راضی بود شما بعد اونوقت...

میدونید دکتر چی جواب داد؟

دکتره گفت :اون آقا فقط زنده است ولی زندگی نمی کند من مثلا باید هر تابستان برم کوههای آلپ اسکی یا...

نظر شما چیه؟

|+| نوشته شده توسط الی جون در جمعه بیست و چهارم تیر 1384 ساعت 11:43 قبل از ظهر |

من وبلاگ میخوام
سلام

هرکی وبلاگ داره به من بگه تو قسمت پیوندها بنویسم.

ok

|+| نوشته شده توسط الی جون در جمعه بیست و چهارم تیر 1384 ساعت 0:29 قبل از ظهر |

فرهاد و ....
سلام

من کلا هر بار آهنگای فرهاد رو میشنوم گریم میگیره چون خیلی غریبانه مرد تو غربت.

اینهم سایت فرهاد.

دیگه چی می خواید؟

 

|+| نوشته شده توسط الی جون در جمعه بیست و چهارم تیر 1384 ساعت 0:23 قبل از ظهر |

سیاوش قمیشی
سلام

خوب دیگه ۹۰ در صد جوونا سیاوشو دوست دارن باورتون نمیشه تو خوانواده ما همه عاشق سیاوشن طوری که من با آهنگ های سیاوش بزرگ شدم.

برای دانلود آنگ هاش و تمام آلبوم هاش و بیو گرافیی و تمام کنسرت ها و... اینجاکلیک کنید.

آخرین آلبومش هم که روزهای بی خاطره است داره میاد.

|+| نوشته شده توسط الی جون در جمعه بیست و چهارم تیر 1384 ساعت 0:20 قبل از ظهر |

کوچه شهر دلم...
سلام

چند روزی کسلم معلوم نسیت این دل صاحاب مرده از جونم چی میخواد فعلا اینو میدونم که آهنگ کوچه شهر دلم... فریدون فروغی تنها مامن منه راستی اگه نبود من تا حالا رفته بودم تیمارستان

شما هم فریدون رو دوست دارید؟!

برای دانلود آهنگ هاش اینجاکلیک کنید

این هم در مورد فریدون هست.

|+| نوشته شده توسط الی جون در جمعه بیست و چهارم تیر 1384 ساعت 0:15 قبل از ظهر |

ابی
سلام

من از بچگی با صدای ابی کلی حال میکردم برای دانلود آهنگ هاش اینجاکلیک کنید.

|+| نوشته شده توسط الی جون در جمعه بیست و چهارم تیر 1384 ساعت 0:3 قبل از ظهر |

کمی فکر....
واقعا...

اونی که زندگی میکنه بااونی که زنده است خیلی فرق میکنه .

زنده  بودن را زندگی کنیم.

 

|+| نوشته شده توسط الی جون در جمعه بیست و چهارم تیر 1384 ساعت 0:0 قبل از ظهر |

تجارت الکترونیکی
سلام

یکی از دوستامون به نام رسول خان برای ما نامه فرستادن و در مورد این بحثی که خیلی رونق گرفته به نام طرح تجارت الکترونیکی اما این سری با پشتیبانی بانکها و شرکت های ایرانی را به ما گفت برای کسب اطلاعات بیشتر اینجاکلیک کنید.

من در این قبال هیچگونه مسئولیتی نمیپذیرم.

|+| نوشته شده توسط الی جون در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 ساعت 11:36 بعد از ظهر |

فراخوان
سلام

اگر کتاب خوبی در نظر دارید در قسمت نظر بدهید معرفی کنید تا به دیگر دوستان با اسم شما معرفی شود.

 

|+| نوشته شده توسط الی جون در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 ساعت 11:0 بعد از ظهر |

به زودی.........
به زودی قسمت معرفی کتاب را به کمک شما در وبلاگ راه اندازی میکنیم.

 

|+| نوشته شده توسط الی جون در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 ساعت 5:8 بعد از ظهر |

معرفی کتاب
سلام

یک رمان تاریخی در مورد زندگی کورش کبیر هم هست به نام عشق وسلطنت که جنبه عشقی زندگی کورش را از ابتدای تولد کنکاش میکنه.

اون را هم به شما توصیه میکنم .

 

 

|+| نوشته شده توسط الی جون در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 ساعت 5:6 بعد از ظهر |

اسلام دوباره

من دارم یک رمان فلسفی می خونم به نام دنیای سوفی .نویسنده اش یوستین گردر هست.

رمان بیشتر حول مسایل ۳۰۰۰ ساله فلسفه غرب چرخ میزند.خواندنش مفیده در ضمن بگم که معروفترین رمان فلسفی جهان هست.

 

|+| نوشته شده توسط الی جون در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 ساعت 5:2 بعد از ظهر |

اولین سلام
با عرض سلام و خسته نباشید به شما عزیزان وبگرد

در وبلاگ بنده شما از هر چیزی میتونید سئوال کنید من هم اگر بدونم جوابتون رو میدم .

اول از خودم بگم که بنده اهل کتاب خوانی هستم و مخصوصا از نوع رمان فلسفی و اگر رمان فلسفی یا کتاب فلسفی خوب خواستید بگید من بهتون معرفی میکنم .

حالا که تازه چند روزه وبلاگ راه اندازی شده چیز زیادی ندارم ولی تا یکی دو هفته دیگه بهترین کتاب ها و رمان ها رو بهتون معرفی میکنم.

شما هم بنده رواز نظرات خودتان بی نصیب نگذارید.

روز خوبی داشته باشید ایام به خیر و لبهاتون پر خنده

|+| نوشته شده توسط الی جون در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 ساعت 3:10 بعد از ظهر |